پایگاه خبری تحلیلی دادمردان
امروز: شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۶

اوقات شرعی

جواب آزمایش را که گرفتم سرم گیچ رفت/دردسرهای یک دختر که پدر و مادر نداشت!
ندا، دختر 17 ساله ای که قربانی حرف های امیدوار کننده امیر شد از زندگی غمگین خودش می گوید.

به گزارش دادمردان؛ به نقل از رکنا: ندا با ترس و وحشت و گریه‌های بی‌امان وارد اتاق مشاوره شد. پس از چند لحظه وقتی مشاور کلانتری را در کنار خود دید آرام گرفت. حرف‌های مشاور باعث شد به او اعتماد کند و رازش را به او بگوید. رازی که مدتی بود بر زندگی‌اش سایه اندخته بود.
داستان زندگی‌اش را با معرفی خود شروع کرد. «ندا هستم 17 ساله و مجرد، پدرم را در یک‌سالگی از دست دادم و مادرم هم بی‌رحمانه کودک شیرخواره‌اش را رها کرد و رفت پی زندگی‌اش‌. از آن به بعد به پدربزرگ و عموهایم تحمیل شدم. از نظر رفاهی مشکلی نداشتم، اما عاطفه را باید از آدم‌های کوچه و خیابان گدایی می‌کردم و بعد از مدتی هم مانند تفاله دور انداخته می‌شدم. تنها سرمایه من خانه پدری‌ام بود که فروختند و به حساب بلندمدت سپردند، حالا پس از گذشت 16 سال یک دختر میلیونر شده بودم، اما نمی‌توانستم تا 18 سالگی از آن پول استفاده کنم، چون پدربزرگم قیم من بود. از طریق شبکه‌های اجتماعی با امیر آشنا شدم. دو سال از من بزرگ‌تر بود و وضع مالی خوبی نداشت، ولی دوستت دارم‌هایش آنچنان روحم را قبضه کرده بود که به وضع مالی و تیپ و قیافه‌اش توجهی نمی‌کردم. یک‌سال گذشت؛ یک روز جهنمی او هم مرا در برزخ تنهایی گذاشت و رفت تا هشت ماه بعد...
یکی از عموهایم با مشکل مالی مواجه شده بود، پدربزرگم چند میلیون از حسابم برداشت کرد و به او داد. از آنها متنفر شده بودم چطور می‌توانستند به تنها پشتوانه یک دختر محروم از پدر و مادر این‌گونه دست درازی کنند. در همان بحبوحه دوباره سروکله امیر پیدا شد، تا آن موقع نمی‌دانست من صاحب چنین ثروتی هستم، اما مجبور شدم همه چیز را برایش توضیح دهم تا راه‌حلی برایم پیدا کند، او هم که می‌خواست خودی نشان دهد، گفت خودم راهش را پیدا کردم، باید حکم رشد بگیری تا کسی به حسابت دسترسی نداشته باشد.
بعد از کلی دوندگی موفق شدم حکم را از دادگاه بگیرم؛ اما خانواده پدربزرگم بعد از این‌که از گرفتن حکم با خبر شدند، با کتک‌کاری گاه و بی‌گاه و فحش و ناسزا به مادری که هیچ‌گاه او را ندیدم، تنفرم را روز به روز بیشتر می‌کردند، در عوض امیر به من دلداری می‌داد و با ابراز عشق، اراده‌ام را به دست گرفته بود.
ندا مکث کوتاهی کرد و نگاهش را به موزائیک‌های کف اتاق دوخت‌. لحن حرف زدنش آرام‌تر شده بود و ادامه داد: پیشنهاد فرار Escape را او مطرح کرد. می‌گفت  نمی‌توانم اشک‌هایت را ببینم اگر فرار کنیم و از این شهر برویم با هم ازدواج می‌کنیم و خوشبخت می‌شویم، پیشنهادش دلچسب بود و بی‌درنگ پذیرفتم، اما یک مشکل داشتم؛ به محض برداشت از حساب بانکی‌ام ما را پیدا می‌کردند و هردو بدبخت می‌شدیم، امیر گفت اگر پول‌ها را به حساب من واریز کنی جای ما لو نمی‌رود، آنها که من را نمی‌شناسند. فردای آن روز وقتی به بانک رفتم که پول‌ها را جابجا کنم، امیر را دیدم دست در دست دختری همسن و سال خودم. مغزم از کار افتاده بود. آیا باید خوشحال باشم از این‌که سر بزنگاه متوجه خیانتش شدم یا ناراحت از این‌که تنها «مرد مهربانی‌هایم» را از دست دادم.
با او تماس گرفتم و گفتم که همه چیز را دیده‌ام، گفت دیوونه تو تنها عشق منی، توضیح می‌دهم. ساعتی بعد ترمز کرد و سوار شدم، فقط می‌خندید و می‌گفت خوشحالم که برات مهمم. مرا به خارج از شهر برد و... اما امیر خوب بلد بود دلبری کند.
سه ماهی گذشت. حال خوبی نداشتم. دکتر رفتم تعدادی آزمایش انجام دادم، چندروز بعد وقتی جواب آزمایش‌ها را نشان دکتر دادم، لبخندی زد و گفت: تبریک می‌گم دو ماهه بارداری.
سرم گیج می‌رفت با امیر تماس گرفتم اما ناراحت نشد. به او گفتم باید زودتر فکری کند که خانواده‌ام از وضعیت جسمی من متوجه قضیه نشوند. همان شب تماس گرفت و تقاضای صد میلیون تومان پول کرد، وقتی گفتم که نمی‌توانم پول را به او بدهم شروع کرد به فحاشی و تهدید که اگر تا هشت صبح فردا پول را واریز نکنی همه چیز را به پدربزرگ و عموهایت می‌گویم.آنها آنقدر متعصب بودند که اگر قضیه را می‌فهمیدند از ترس رسوایی مرا به قتل Murder می‌رساندند.
تمام شب را فکر کردم، اما نمی‌دانستم باید به چه کسی اعتماد کنم؛ دم صبح به بهانه مدرسه از خانه بیرون زدم. سرگردان در خیابان‌ها قدم می‌زدم. وقتی به خودم آمدم، مقابل کلانتری بودم. وارد شدم و از امیر شکایت کردم. حالا  ماموران در جستجوی امیر هستند.
تاوان سختی برای شناخت امیر دادم، اما خوشحالم که این بار نه به حرف‌هایش اعتماد کردم و نه سرمایه زندگی‌ام را به حسابش واریز کردم.

سرویس : پرونده ویژه
تاریخ : ۱۳۹۵/۱۰/۲۲ - ۱۶:۰۳
کد خبر: ۴۲۷۱۰۵
 
ارسال به شبکه های اجتماعی
ارسال نظر
نام :
ایمیل:(اختیاری)
متن نظر:
لطفا حاصل عبارت زیر را در باکس روبرو وارد کنید:
= ۱ + ۷
ارسال
نظرات
انتشار یافته: 0
در انتظار بررسی: 0
غیر قابل انتشار: 0

آخرین اخبار

۱۳۹۶/۱/۲۹ - ۲۰:۳۵
عکس/ عذرخواهی از کاپیتان به سبک ماهینی
پس از دلخوری سید جلال حسینی از ماهینی و طارمی در آیتم طنز برنامه 90 ماهینی با انتشار پستی در صفحه اینستاگرام خود به نوعی از کاپیتان پرسپولیس دلجویی کرد.
۱۳۹۶/۱/۲۹ - ۲۰:۳۱
طرح ویژه پرسپولیسی ها برای جشن قهرمانی+عکس
هواداران پرسپولیس طرح موزائیکی ویژه‌ای که عدد 4، عدد 6 و 10 را نشان می‌دهد را برای این دیدار در نظر گرفته بودند که مورد تایید واقع شد و فردا بعد از بازی این طرح انجام می‌شود.
۱۳۹۶/۱/۲۹ - ۲۰:۲۹
جنگ حیدری و غفوری بالاگرفت(عکس)
2 مدافع راست استقلال که در بازی های گذشته به تناوب در این پست به میدان رفته اند برای قرار گرفتن در ترکیب تیم شان در بازی با تراکتورسازی رقابت فشرده ای با هم دارند.
۱۳۹۶/۱/۲۹ - ۲۰:۲۶
ستاره ملی‌پوش استقلال بخاطر جنجالش در لیست خروج قرار گرفت!
اتفاق رخ داده در رختکن استقلال بعد از برتری مقابل صبا باعث شد تا باشگاه تمایلی به حفظ مدافع ملی پوش خود نداشته باشد.
۱۳۹۶/۱/۲۹ - ۲۰:۲۴
یمنی‌ها یک جنگنده سعودی را سرنگون کردند
ارتش یمن موفق شد با یک فروند موشک یک هواپیمای ترابری ائتلاف سعودی علیه یمن را سرنگون کند.
۱۳۹۶/۱/۲۹ - ۲۰:۲۲
جناب آقای رئیسی! مفسدان اقتصادی را مثل منافقین قلع‌وقمع کنید
«مقابله جدی و عاری از شعارزدگی با این پدیده مذموم و آزاردهنده، محتاج "برنامه‌ای عملیاتی، عزمی راسخ و تجربه‌ای کارگشا" است.»
۱۳۹۶/۱/۲۹ - ۲۰:۱۹
درگیری لفظی بین نماینده مجلس و طیب نیا/ وزیر قهر کرد
نایب رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس از درگیری لفظی پور ابراهیمی با وزیر اقتصاد در جلسه کمیسیون بر سر مناطق آزاد خبر داد.
۱۳۹۶/۱/۲۹ - ۲۰:۱۷
سفیر ایران: اشتباه بی توجهی به حجاب بانوان گردشگر در گرجستان با ارائه تذکر پایان یافته است
قوام شهیدی سفیر ایران در گرجستان با اشاره به بروز مواردی از بی توجهی در این کشور به حفظ حرمت حجاب بانوان گردشگر ایرانی، گفت: مواردی از بروز اشتباه در نادیده گرفتن الزام حجاب بانوان گردشگر در گرجستان ب...
۱۳۹۶/۱/۲۹ - ۱۹:۰۸
آنچه در جوی می رود آب است
آخرین جلسه شورای عالی فضای مجازی با حضور مسئولان و چهره های مختلف تشکیل و مانند همیشه مباحث حول محورهایی پیش رفت که درنوع خود در تشکیل جلسه برای جلسه تقریبا کم نظیر است.
۱۳۹۶/۱/۲۶ - ۰۶:۵۵
شراره های جنگ جهانی سوم زبانه کشید
«ما آمریکا را مسئول کامل عواقب فاجعه آمیز ناشی از رفتارهای اهانت آمیزش خواهیم دانست....»

پربننده ترین ها

پر بحث ترینها